آخرین مال حضرت خدیجه(سلام الله علیها) کجا صرف شد؟

اموال حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت.جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان(ع)در سفر هجرت به مدینه صرف شد.

پیامبراکرم(ص)سه شبانه روز در غار ثور ماند،امیر مؤمنان(ع)نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد.در آن جا حضرت به علی(ع)فرمود:"امانت های زیادی نزد من است،به بالای ابطح(تپه ای در مکه)برو و صبح و شب با صدای بلند بگو هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه ای دارد بیاید و تحویل بگیرد.یا علی!بعد از این با هیچ حادثه ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی.امانت های مردم را آشکارا تحویل بده.ای علی!تو را سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما.از آخرین باقی مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت ها،دیگر درنگ نکن… .”

سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد.آخرین آن ها هم قافله ای بود که امیر المؤمنین(ع)آن را سرپرستی کرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

خدمات حضرت خدیجه(سلام الله علیها) به اسلام

حضرت خدیجه علیها السلام در 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام(ص)،خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد.حمایت های مالی،روحی،عاطفی از حضرت محمد(ص)،تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان،گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است.حضرت خدیجه علیها السلام پس از ازدواج با پیامبر،دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند.رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید:"هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود.”

حضرت خدیجه علیها السلام،این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد،بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد.تا زنده بود،اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا سخت آید. هنگامی که رسول الله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد،خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود.

اشتراک گذاری این مطلب!

خصوصیات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می رود. او اولین زنی بود که به اسلام گروید؛ چنان که علی بن ابی طالب(ع)اولین مردی بود که اسلام آورد. اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود. با گذشت، علاقه مند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. همین شرافت برای او بس که همسر رسول خدا(ص)بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.

خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را"ملکه بطحاء"می گفتند.از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العاده ای داشت و مهم تر این که حتی قبل از اسلام وی را"طاهره"و"مبارکه” و “سیده زنان “می خواندند.

دیگر خصوصیت خدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.

البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه نیز چنان زیاد است که قلم از بیان آن ناتوان است.پیامبر اکرم(ص) می فرماید:"افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد و مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم.”

چه می توان گفت در شأن کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول خدا(ص)بود؟در تاریخ می خوانیم حضرت محمد(ص)هر وقت از تکذیب قریش و اذیت های ایشان محزون و آزرده می شدند،هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی کرد مگر یاد خدیجه و هرگاه خدیجه را می دید مسرور می شد.

ذهبی می گوید:"مناقب و فضایل خدیجه بسیار است؛او از جمله زنان کامل،عاقل،والا،پای بند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشت بود.پیامبر اکرم(ص)کرارا او را مدح و ثنا می گفت و بر سایر امهات مومنین ترجیح می داد و از او بسیار تجلیل می کرد.به حدی که عایشه می گفت:"بر هیچ یک از زنان پیامبر(ص) به اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر(ص)بسیار او را یاد کرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

مصطفی ممدوح، مداحش خداست

لیک مداح خدیجه مصطفاست

آنکه دامادش علی مرتضاست

دختر او حضرت خیرالنساست

نسل او نسل حسین و مجتباست

مادر خوب همه آل عباست

مادری پر منقبت پر افتخار

آنکه عزت پیش پایش ریخته

مال و مکنت در سرایش ریخته

عشق را در دل خدایش ریخته

حب احمد را سزایش ریخته

گنج عصمت را بجایش ریخته

کل هستی را بپایش ریخته

هست این بانو کنیز کردگار

نام ام المؤمنین زیبنده اش

«محمود ژولیده»

اشتراک گذاری این مطلب!

پیامبر(صلی الله علیه وآله ) در وفات خدیجه(سلام الله علیها)

در ماه مبارك رمضان سال دهم بعثت‏ خدیجه بانوى فداكار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در روز دهم به سن شصت و پنج‏اه سالگى از دنیا رفت، و پیامبر (صلى الله علیه و آله) او را با دست مبارك خویش در حجون مكه (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرد، و حزن در گذشت او پیامبر (صلى الله علیه و اله) را بسیار محزون ساخت كه پیامبر (صلى الله علیه و آله) سال در گذشت‏ حضرت خدیجه را «عام الحزن‏» سال اندوه نام نهاده،  خدیجه همسر پیامبر (صلى الله علیه و آله) بانوئى كه از ثروت او اسلام رونق یافت و پشت پیامبر (صلى الله علیه و آله) راست‏ شد، باید سال در گذشتش را «عام الحزن‏» نام نهاد و مصیبت پیامبر (صلى الله علیه و اله) شدت گرفت، زیرا كه پیامبر (صلى الله علیه و اله) مادر شایسته دخترش زهراى مرضیه را از دست داده و یارى همچون خدیجه را هرگز به دست نخواهد آورد.

به خدا سوگند بهتر از خدیجه را خدا به من عوض نداده است.(1)

عایشه گفت پیامبر (صلى الله علیه و آله) از خانه بیرون نمى ‏رفت مگر آنكه خدیجه (سلام الله علیها ) را یاد مى‏كرد، و بر او به خوبى و نیكى مدح و ثنا مى ‏نمود، روزى از روزها غیرت مرا فرا گرفت، گفتم: او پیره زنى بیش نبود، و خدا بهتر از او به شما عوض داده است، پیامبر (صلى الله علیه و آله) غضبناك شد، به طورى كه موى جلوى سرش از غضب تكان مى‏ خورد سپس فرمود: نه به خدا قسم بهتر از او را خدا به من عوض نداده، او به من ایمان آورد هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصدیق كرد مرا، هنگامى كه مردم مرا تكذیب مى‏ كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتى مردم مرا محروم ساختند، و از او فرزندانى خدا روزى من كرد كه از زنان دیگر محروم فرمود، «یعنى خدا فاطمه را از او به من عنایت فرمود»(2)

آری! پیامبر سالها بعد از مرگ او به خوبی از تنها یار وفادار خود یاد می کرد. بارها بیاد او گریه می کرد. به نقل از عایشه که هر وقت پیامبر گوسفندی را ذبح می کرد، می فرمود: گوشت های آن را برای دوستان خدیجه بفرستید و عایشه بر او رشک می برد و می گفت که پیامبر زیاد از او یاد می کرد. در روایت مشهور دیگری است که چون برای پیغمبر هدیه ای می آوردند گاهی می فرمود: برای فلان بانوئی ببرید که از دوستان خدیجه بوده است.

رسول خدا درباره خدیجه می فرماید: خداوند بهتر از او را به من نداده است. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردم کفر داشتند، تصدیق نبوت من کرد، زمانی که دیگران مرا تکذیب کردند و اموال خود را در اختیار من گذاشت در وقتی که دیگران محروم کردند و خداوند متعال از او فرزندانی به من عطا کرد و در روز فتح مکه، پیغمر مسیر حرکت را به گونه ای تنظیم کرد که از کنار مزار خدیجه سلام الله علیها عبور نمود.

_________

1و2.ُسد الغابه، مسار الشیعه، مفید - نقل از رمضان در تاریخ.

3. دایرة المعارف طهور

اشتراک گذاری این مطلب!

زیباترین و مهمترین کار در ماه مبارک رمضان

ورع و پرهیزکاری لازمه ی بندگی الهی
در قسمتی ازخطبه ارزشمندشعبانیه امام علی (علیه السلام) سوالی بسیار مفید و زیبا را از محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) می پرسند، حضرت به پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: «ما أفضَلُ الأَعمالِ فی هذا الشَّهرِ؟ فَقالَ: «یا أبَا الحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ فی هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّه عز و جل؛[1] امام علی (علیه السلام) اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟ فرمود: «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه، پرهیز از حرام هاى الهى است».

در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی خدای متعال هر چند انجام واجبات و مستحبات از اهمیت و ارزش بسزایی بر خوردار است، هر چند سالک کوی دوست به انجام واجبات و مستحبات اهتمام داشته باشد ولی اگر در خصوص محرمات الهی بی مبالات باشد به یقین راه به جایی نخواهد برد؛ چرا که انجام گناه در مسیر بندگی همانند وجود موشی در انبار و مزرعه گندم است، که هر چند کشاورز حاصل زحمت خود را در آن انباشت می کند ولی وجود موش در آن انبار چیزی را عاید کشاورز نمی کند.

در مسیر بندگی و سلوک به سوی باری تعالی نیز این چنین وضعیتی قابل ترسیم است هرگاه سالک در مسیر بندگی تنها مبادرت به انجام واجبات و مستحبات نماید، ولی هیچ گونه توجهی به موانع و آسیب های پیش روی بندگی نداشته باشد و در انجام گناه و معصیت الهی هیچ گونه ترس و تقوای نداشته باشد به مقصود خود نخواهد رسید.

گرنه موش دزد در انبان ماست … گندم اعمال چل ساله کجاست؟… اول ای جان دفع شر موش کن… بعد از آن درجمع گندم جوش کن .(مولوی)

[1]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص297.

اشتراک گذاری این مطلب!

فضایل شب و روز نیمه شعبان

شب نيمه شعبان: شب بسيار مباركى است، از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه از امام باقر عليه السّلام از فضيلت شب نيمه شعبان سؤال شد، ايشان فرمود: اين شب پس از شب قدر برترين شب هاست.
در اين شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازير می كند، و آنان را به بخشش و كرم خويش می آمرزد، پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن بكوشيد، كه آن شبى است كه خدا به ذات مقدّس خود سوگند ياد كرده، كه سائلى را از درگاه خويش با دست خالى بازنگرداند مادام كه انجام معصيتى را درخواست نكند، و شب نيمه شعبان شبى است كه حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض شب قدر كه آن را مخصوص پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود، پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى كوشش كنيد.
از جمله بركات اين شب مبارك، ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان (ارواحنا له الفداء) است كه در سحر چنين شبى در سال دويست وپنجاه وپنج هجرى قمرى در سرّمن رأى [سامراى كنونى] واقع شد، و باعث فزونی شرافت اين شب مبارك گشت.
براى اين شب چند عمل دارد است: اوّل: غسل كردن كه باعث تخفيف گناهان است.
دوّم: شب زنده دارى به نماز و دعا و استغفار، چنان كه امام زين العابدين عليه السّلام انجام می دادند، و در روايت آمده: هركه اين شب را به رازونياز و عدابت بپردازد دل او نميرد در روزى كه دل ها بميرند.
سوّم: زيارت امام حسين عليه السّلام كه افضل اعمال اين شب است و باعث آمرزش گناهان است، و هركه ميل دارد تا ارواح صدوبيست وچهار هزار پيامبر با او دست آشنايى دهند، در اين شب امام حسين عليه السّلام را زيارت كند، كم ترين حدّ زيارت آن حضرت ان است كه بر بالاى بامى برآيد و به جانب راست و چپ نظر كند، سپس سر به جانب آسمان برآرد، و با اين كلمات حضرت را زيارت كند: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود و رحمت و بركات خدا بر توو هركس در هر كجا باشد و در هر زمان آن حضرت را به اين شيوه زيارت كند، اميد است كه پاداش حجّ و عمره براى او نوشته شود.
و ما زيارت مخصوص اين شب را در باب زيارات به خواست خدا ذكر خواهيم نمود.
چهارم: خواندن دعايى كه شيخ و سيّد نقل كرده اند، و به منزله زيارت امام زمان (صلوات اللّه عليه) است: اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا [هَذِهِ ] وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتِي قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ وَ لا مُعَقِّبَ لِآيَاتِكَ نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَ ضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فِي طَخْيَاءِ الدَّيْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِكَةُ شُهَّدُهُ وَ اللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَيِّدُهُ إِذَا آنَ مِيعَادُهُ وَ الْمَلائِكَةُ [فَالْمَلائِكَةُ] أَمْدَادُهُ سَيْفُ اللَّهِ الَّذِي لا يَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِي لا يَخْبُو وَ ذُو الْحِلْمِ الَّذِي لا يَصْبُو مَدَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِيسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمْ مَا يَتَنَزَّلُ [يَنْزِلُ ] فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، خداى به حق اين شب و مولود در آن، و به حق حجتّت و موعود او، كه به فضيلتش فضيلت ديگرى را قرين ساختى، پس كامل شد كلمه ات به راستى و عدالت، براى كلماتت دگرگون سازى نيست، و براى آياتت پس زنده اى نمى باشد، نور درخشانت، و پرتو فروزانت، و نشانه روشنت در شب تاريك، آن غايب پوشيده از نظر، كه عظيم بوده ولادتش، و شريف است اصل و نسبش، فرشتگان گواه اويند، و خدا ياور و تأييد كننده اش آنگاه كه وعده ظهورش در رسد و فرشتگان مددكاران اويند، شمشير خداست كه كند نشود، و نور حق است كه خاوش نگردد، و با بردبارى است كه كارى بی منطق انجام ندهند، مدار روزگار است.
[پدرانش] نواميس عصر، و متولّيان حكومت حق اند، نازل شده بر آنان آنچه در شب قدر نازل مى شود، وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلاةُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوَالِمِهِمْ اللَّهُمَّ وَ أَدْرِكْ بِنَا أَيَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ وَ اكْتُبْنَا فِي أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْيِنَا فِي دَوْلَتِهِ نَاعِمِينَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِينَ وَ بِحَقِّهِ قَائِمِينَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِينَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى [وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَی] سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الصَّادِقِينَ وَ عِتْرَتِهِ النَّاطِقِينَ وَ الْعَنْ جَمِيعَ الظَّالِمِينَ وَ احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ.

اشتراک گذاری این مطلب!

روز جوان.

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند

به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند

سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه

بسان کاه زهر باد جابجا نشوند

روز جوان مبارکباد

اشتراک گذاری این مطلب!